حسين علوى مهر
207
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
دستخوش تحريف شده و مطالبى كه با اسلام هماهنگى ندارد ، در آنها وجود دارد ، از اين جهت برخى از اهل كتاب به ويژه دانشمندان آنها كه مسلمان مىشدند ، افكار و انديشههاى خود ، به ويژه افكار و انديشهء يهوديت وارد حوزهء دين اسلام مىكردند و در ميان مسلمانان نيز رواج پيدا مىكرد ؛ مانند تفكر آفرينش « حوّا » از دندهء چپ حضرت آدم ، كه در تورات وجود دارد « 1 » ولى روايات اهل بيت عليهم السّلام اين نظريه را مردود مىدانند . رواياتى را كه ريشه در افكار و انديشههاى يهوديت دارد و در لابهلاى متون اسلامى يافت مىشود ، اسراييليات گويند . يك مفسر براى شناخت اين گونه روايات لازم است به اين دو كتاب مراجعه و با تطبيق آنها با روايات رسيده از اهل بيت عليهم السّلام سره را از ناسره شناسايى نمايد . نمونههاى اسرائيليات بيشتر در شأن نزولها و نيز قصص و داستانهاى مربوط به پيامبران يافت مىشود . در نتيجه : تورات و انجيل ( عهدين ) يكى از بهترين منابع براى شناخت اسرائيليات و عيسويات است . البته يادآورى اين نكته ضرورى مىنمايد كه مطابق بودن يك مسأله يا روايتى ، با مطالب موجود در كتابهاى تورات و انجيل موجب ضعف يا طرد آن نمىشود . 11 . مراجعه به اقوال و تفاسير براى اين كه يك مفسر مبتلا به « تفسير به رأى » يا خلاف اجماع مفسران يا جمود در فكر و انديشه نشود لازم است ديدگاههاى مفسران ، به ويژه مفسران گذشته ( اعم از شيعه و سنى ) را مورد مطالعه و بررسى قرار دهد . افراط و تفريط ، هر دو خطرناك است ، زيرا چه بسا اصرار به اقوال مفسران انسان را مقلّد در تفسير نمايد و حال آن كه براى يك مفسر تقليد در تفسير روا نيست و راه تفريط و مراجعه نكردن به ديدگاهها نيز خطر ابتلا به « تفسير به رأى » و جمود فكرى يا رسيدن به ديدگاهى خلاف اتفاق شيعه و سنى را دربردارد . در اين مورد تفاسير پيشين ؛ مانند تفسير تبيان شيخ طوسى ، مجمع البيان طبرسى از شيعه و تفسير طبرى ، و ابن كثير و تفسير كبير فخر رازى از اهل سنت ، مرجع خوبى براى آگاهى از
--> ( 1 ) كتاب مقدس ، سفر پيدايش ، باب دوم ، ش 22 .